سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۱۰۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر که زین پیش بود امیر سخن از امیر سخا شدند عزیز تو همه روز گرد آن گردی که به نزدیکشان زرست و پشیز دسته گل بر کسی چه بری که فروشد به کویها گشنیز پیرهن زان طمع مکن که ز حرص دزدد از جامه پدر تیریز بهر دهلیزبان چگویی شعر که بمانی چو کفش در دهلیز بوسه بر لب دهی شکر یابی بوسه بر کون دهی چه یابی تیز