واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۱۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بجهم از بد ایام چنانک از کمان ختنی تیر خدنگ گر به هر جور که آید بکشد من پلنگم نکشم جور پلنگ خواری و اسب گرانمایه مباد من و این نفس عزیز و خر لنگ

معنی سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۱۱۶ | واژه جو