سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۱۳۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفت حکیمی که مفرح بود آب و میو لحن و خوش و بوستان هست ولیکن نبود نزد عقل هیچ مفرح چو رخ دوستان
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفت حکیمی که مفرح بود آب و میو لحن و خوش و بوستان هست ولیکن نبود نزد عقل هیچ مفرح چو رخ دوستان