سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۱۶۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان باشد که دست ظلم بداری ز بیگناه بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت زنهار تا از او به جزا و ناوری پناه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان باشد که دست ظلم بداری ز بیگناه بازم حفاظ دامن همت گرفت و گفت زنهار تا از او به جزا و ناوری پناه