سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۲۶ - شکایت از روزگار
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد کو دل آزادهای کز تیغ او مجروح نیست در عنا تا کی توان بودن به امید بهی هر کسی را صابری ایوب و عمر نوح نیست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد کو دل آزادهای کز تیغ او مجروح نیست در عنا تا کی توان بودن به امید بهی هر کسی را صابری ایوب و عمر نوح نیست