سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۶۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم چو سرش درد کند دشمنان دژم گردند چنان نباید بودن که گر سرش ببرند به سر بریدن او دوستان خرم گردند
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چرا نه مردم دانا چنان زید که به غم چو سرش درد کند دشمنان دژم گردند چنان نباید بودن که گر سرش ببرند به سر بریدن او دوستان خرم گردند