سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۷۴ - در هجای «معجزی» شاعر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
معجزی خود ز معجز ادبار نزد هر زیرکی کم از خر بود خود همه کس برو همی خندید زان که عقلش ز جهل کمتر بود زین چنین کون دریده مادر و زن ریشخندش نیز درخور بود
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
معجزی خود ز معجز ادبار نزد هر زیرکی کم از خر بود خود همه کس برو همی خندید زان که عقلش ز جهل کمتر بود زین چنین کون دریده مادر و زن ریشخندش نیز درخور بود