سنایی | طریق التحقیق | قائد نفوس السالکین و نزهه قلوب المحققین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای شده پای بست و زندانی اندرین خاکدان ظلمانی تاکی این گفت و گوی پر باطل تاکی این جست و جوی بیحاصل راه رو راه، کرد گفت مگرد که به گفتار ره نشاید کرد تا ز بند هوا برون نایی ندهندت کمال بینایی نبری ره به عالم وحدت نتوانی زدن دم وحدت زین نشیمن سفر به بالاکن خویشتن را چو عقل والا کن دم به تجرید زنکه بیتجرید نرسد کس به عالم توحید