سنایی | طریق التحقیق | و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بلبل گلستان «ما اوحی» شمسه چرخ «الذی اسری» دل او خازن خزانه عشق سر او مرغ آشیانه عشق صیت شرعش همه جهان بگرفت هم زمین و هم آسمان بگرفت انبیاء و رسل طفیل ویاند اوست سرخیل و جمله خیل ویاند ملکش خاک روب میدان است عیسیاش پاسبان ایوان است محترم بوده در جهان قدم نور او پیش از آدم و عالم