سنباذج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنباذج . [ سُم ْ ذَ ] (معرب، اِ) مأخوذ از سنباده فارسی و به معنی آن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سنباده شود. ◄ سنگی است که صیقل گر شمشیر را جلا دهد و دندان را نیز به آن مالند. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنباذج . [ سُم ْ ذَ ] (معرب، اِ) مأخوذ از سنباده فارسی و به معنی آن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سنباده شود. ◄ سنگی است که صیقل گر شمشیر را جلا دهد و دندان را نیز به آن مالند. (منتهی الارب ).