سنبل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ بَ) (اِ.) (عا.) کار سرسری، سطحی.(سُ بُ) [ ع. ] (اِ.) خوشه.(سُ بُ) (اِ.) = زمبل. زمبول: گیاهی است از تیره سوسنیها دارای برگهای دراز و گلهای خوشهای به رنگ بنفش. پیاز آن را در گلدان میکارند.مترادفها و واژههای مرتبطخوشهنوعی گلواژه قبلی: سنبادهواژه بعدی: سنبل الطیب