سنجاقک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ قَ) [ تر - فا. ] (اِ.) حشرهای است از راستة برگ بالان که دارای چهار بال نازک طویل میباشد. نوزادش پس از خروج از تخم ابتدا آبزی است و پس از تبدیل شدن به جانور کامل از آب خارج میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ قَ) [ تر - فا. ] (اِ.) حشرهای است از راسته برگ بالان که دارای چهار بال نازک طویل میباشد. نوزادش پس از خروج از تخم ابتدا آبزی است و پس از تبدیل شدن به جانور کامل از آب خارج میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنجاقک . [ س َ ق َ ] (اِمصغر) سنجاق کوچک که در سوراخ سرهای پیچ تعبیه کنند تا مهره ها در موقع کار کردن ماشین باز نگردند. (از فرهنگ فارسی معین ). خار. تیرک . ◄ حشره ای است از راسته ٔ رگ بالان که دارای چهار بال نازک طویل میباشد. بدنش کشیده است و با داشتن چهار بال نازک کاملاً شبیه یک هواپیمای چهارباله میباشد. ماده ٔ این جانور در کنار نهرها یا آبهای ساکن تخم گذاری میکند. نوزاد وی پس از خروج از تخم ابتدا آبزی است و پس از آنکه مبدل بجانور کامل شد، از آب خارج میشود و پرواز میکند. چچلاس . (فرهنگ فارسی معین ).