سنجری خراسانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنجری خراسانی . [ س َ ج َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) از قدما و شعرا بوده و مدّاحی سلطان سنجر سلجوقی مینموده . وی به بین الشعرا مشهور و معروف است و در زمان سلطان نهایت جلالت داشته، چنانکه انوری در جایی از اشعار خود گوید: اینکه پرسد کانوری به یا فتوحی در سخن یا سنجری . اما اشعارش از بین رفته . این رباعی از او باقی مانده که بجهت آبله گفته است : گر بر رخ چون ماه تو ای جان جهان از آبله چون ستارگان هست نشان حسن تو نهان نگردد ای ماه بدان هرگز زستاره مه نگشته ست نهان . (مجمعالفصحاء ج ١ ص ٢٤٩).