سنخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س) [ ع. ] (اِ.) ۱- بن دندان. ۲- اصل، بنیاد؛ ج. سنوخ، اسناخ. ۳- در فارسی به معنای نوع، جنس.مترادفها و واژههای مرتبطدسته، صنف، طبقه، قماش، گروه، قسم، گونه، نوعاصل، بنبیخ، بنیادواژه قبلی: سنجیدنواژه بعدی: سند