سندری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سندری . [ س َ دَ ری ی ] (ع ص ) دلیر. ◄ سخت دراز. ◄ بزرگ چشم . ◄ نیکو. ◄ (اِ) شیر بیشه . ◄ پیکان سپید که از سندره ساخته باشند. ◄ پیمانه ٔ بزرگ . ◄ هیچکاره . ◄ نوعی از مرغان . ◄ سنان کبود. ◄ مرد شتاب کار. ◄ کمان زه کرده ٔ استوار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نوعی از طیر است . (فهرست مخزن الادویه ). نوعی از مرغان . (منتهی الارب ).