سنگ امتحان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ امتحان . [ س َ گ ِ اِ ت ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ محک . (از غیاث اللغات ) (آنندراج ) : مسی از زر بیالودی و می لایی چه سود اینجا که آنگه ممتحن گردی که سنگ امتحان بینی . سنایی . این دل که در عیار و فانقد خالص است بر سنگ امتحان زدنش احتیاج نیست . بابافغانی . که گفته ست شوم سنگ امتحان کسی بس است همدم من طبع آزموده ٔ من . ملا قاسم مشهدی (از آنندراج ).