سنگ باران کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ باران کردن . [ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سنگ زدن و سنگ ریختن بر کسی یا جایی . (از آنندراج ) : یکی سنگ باران بکردند سخت چو باد خزان برجهد بر درخت . فردوسی . که بود آن کس که پیل آورد وقتی بر در کعبه که مرغش سنگ باران کرد و دوزخ شد سرانجامش . خاقانی . این گنبد نارنج گون بازیچه دارد اندرون ز آه سحرگاهش کنون رو سنگباران تازه کن . خاقانی . از سر زانو اگر یکدم گذاری بر زمین دل طپیدن سنگ باران میکند آئینه را. صائب .
مترادف و متضاد واژهدان
سنگسار کردن پیدرپی سنگ پرتاب کردن