سنگ باران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ باران . [ س َ گ ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که گویند بتوسط آن بعض قبائل شرقی هرگاه که خواهند باران آرند. رجوع به سرخاب و بشمور شود. (یادداشت مؤلف ).
سنگ باران . [ س َ ] (اِ مرکب ) سنگسار. (آنندراج ) : سنگ باران عنا بارد بر فرق کسی که دل و نیت او قصد عنای تو کند. منوچهری . برخلاف عادت اصحاب فیل است ای عجب بر سر مرغان کعبه سنگ باران آمده . خاقانی . سنگ باران امر لعنت باد بر زن نیک تا به بد چه رسد. خاقانی .