سنگ بر سبو آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ بر سبو آمدن . [ س َ ب َس َ م َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش منغص کردن و شدن . (آنندراج ) : گزیدم خاکساری تا شوم ایمن ندانستم که هرجا هست سنگی بر سبوی عشق می آید. صائب (از آنندراج ). رجوع به سنگ و سنگ بر سبو زدن شود.