سنگ بر سبو زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ بر سبو زدن . [ س َ ب َ س َزَ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش منغص کردن و شدن . (آنندراج ) (مجموعه ٔ مترادفات ص ١٠٠). سنگ بر سبو آمدن . (آنندراج ) : شد آبروی من همه در عشق ریخته تا خیره خیره سنگ زدی بر سبوی من . امیرمعزی (از آنندراج ).