سنگ در آب افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ در آب افکندن . [ س َ دَ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در جائی تمکن کردن و جای خود گرفتن . (آنندراج ) : گرم سنگ و آبی نهی در جواب چو کوه افکنم سنگ خود را در آب . نظامی (از آنندراج ). ◄ پوشیدن . پنهان کردن . (غیاث ). کنایه از پوشیدن و پنهان کردن . (آنندراج ) : سنگی در آب زندگی ما فکندعشق ما را برون ز دایره ٔ ماه و سال کرد. ملا قاسم مشهدی (از آنندراج ).