سنگ در موزه افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ در موزه افتادن . [ س َ دَ م َ / مو زَ / زِ اُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از اقامت کردن . (برهان ) (فرهنگ رشیدی ). کنایه از حرکت بازماندن . (آنندراج ). ترک نمودن سفر. (برهان ). ترک سفر کردن . (از فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). رجوع به سنگ شود. ◄ اضطراب . بی قراری . (فرهنگ رشیدی ). بی آرام . بی قراری . (غیاث ). مزاحمت . بی قراری . (برهان ) : کله آنگه نهی که درفتدت سنگ در موزه کیک در شلوار. سنایی .