سنگ سرمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ سرمه . [ س َ گ ِ س ُ م َ / م ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که از آن سرمه سازند و این ترجمه اثمد است . (آنندراج ). کحل . (منتهی الارب ). اثمد.(نصاب الصبیان ). توتیا. (صراح اللغة). سنگ انتیمون و اثمد. (از ناظم الاطباء) : و کانهای گوگردو زاج و سنگ سرمه (در طبرستان ). (تاریخ طبرستان ). سنگ سرمه چونکه شد در دیدگان سنگ بینایی شد اینجا دیده بان . مولوی .