سنگ صبور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~ صَ) [ فا - ع. ] (اِمر.)<BR>۱- سنگ اساتیری که غمهای مردم را میشنید و غم خوار آنان بود (اصولاً سنگ به صبوری و تحمل مَثَل است).<BR>۲- مجازاً دوست شکیبا و دلسوز که به درد دل شخص گوش دهد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~ صَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) ۱- سنگ اساتیری که غمهای مردم را میشنید و غم خوار آنان بود (اصولاً سنگ به صبوری و تحمل مَثَل است). ۲- مجازاً دوست شکیبا و دلسوز که به درد دل شخص گوش دهد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ صبور. [ س َ گ ِ ص َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگ افسانه ای که غم های خویش بر آن شمردندی و سنگ چون بلاگردانی بترکیدی . (یادداشت بخط مؤلف ). سنگ اساطیری که اندوه های مردم را می شنیدی و غمخوار آنان بود. (فرهنگ فارسی معین ). اصولاً سنگ به «صبوری » و تحمل مثل است . قیاس کنید با صخره ٔ صماء در عربی . (فرهنگ فارسی معین ) : گرچه چون سنگم صبور و سیم ساعد لیک هست سیمگون اشکم فزوده سنگ هر شب تا سحر. انوری (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سنگ سبو شود.