واژه جو

سنگ یرقان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سنگ یرقان . [ س َ گ ِ ی َ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجرالیرقان . (یادداشت بخط مؤلف ) : و در جمله ٔ تحف کمری بود از سنگ غور که سنگ یرقان نیز خوانند. (جهانگشای جوینی ). رجوع به حجرالیرقان شود.

معنی سنگ یرقان | واژه جو