سنگار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگار. [ س َ ] (اِخ ) همان سنجار است . رجوع به التفهیم، سنجار و ایران باستان ج ٣ ص ٢٤٨٥ و ٢٤٧٩ شود.
سنگار. [ س َ ] (اِ) لغت هندی الاصل است به معنی آرایش که زنان کنند و آنرا بفارسی هرهفت گویند، زیرا که تمام آن از هفت چیز میباشد. (آنندراج ).
سنگار. [ س َ ] (اِ) همراه و رفیق پس در این صورت دو کس که با هم بجایی روند هم سنگار یکدیگر باشند وهمچنین اگر در کشتی در دریا با هم براه روند نیز هم سنگار خواهند بود. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ).