سنگستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگستان . [ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بیات بخش نوران شهرستان ساوه . دارای ١٤٢ تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ مزدقان . محصول آنجا غلات، بنشن، انگور، سیب زمینی . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه وجاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
سنگستان . [ س َ گ ِ] (اِ مرکب ) سنگلاخ . (فرهنگ اسدی ). زمینی پر از سنگ .(یادداشت بخط مؤلف ). زمین و جایی که انبوه از سنگ باشد و خاک نداشته باشد. (ناظم الاطباء) : سرگشته دلی دارم در پای جهان مفکن نارنج بسنگستان مسپار نگهدارش . خاقانی . بهور هندوان آمد خزینه بسنگستان غم رفت آبگینه . نظامی . در کنار رودخانه ها و سنگستان و زمین ریگ بوم نیکو شود [ سفیددار ] . (فلاحت نامه ).