سنگآسیا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ آسیا. [ س َ ] (اِ مرکب ) دو تخته سنگ گرد که در میان آنها چیزها را بسایند و آرد کنند. (ناظم الاطباء). آسیاسنگ . حجرالرحی . رحا. لافظة : گرم سنگ آسیا بر سر بگردد دل آن دل نیست کز دلبر بگردد. نظامی . چون بدیدی گردش سنگ آسیا آب جو را هم ببین آخر بیا. مولوی . بدورانی گرفتارم که بهر دانه ٔ گندم چو سنگ آسیا میگرددم چرخ نگون بر سر. ملا شانی تکلو (از آنندراج ). رجوع به سنگ شود.