سن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ فر. ] (اِ.) صحنه نمایش.
(س) (اِ.) حشرهای است ریز با بالهای کوچک و دهانی خرطومی شکل که آفت گندم است.
(سَ) (اِ.) گیاهی است که بر درخت پیچد، عشقه، سرند، کشور.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ فر. ] (اِ.) صحنه نمایش.
(س) (اِ.) حشرهای است ریز با بالهای کوچک و دهانی خرطومی شکل که آفت گندم است.
(سَ) (اِ.) گیاهی است که بر درخت پیچد، عشقه، سرند، کشور.