واژه جو

سه تلو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سه تلو. [ س ِ ت ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش گاوبندی شهرستان لار، واقع در ٨ هزارگزی باختر گاوبندی، کنار راه شوسه ٔ سابق بوشهر به لنگه . جلگه، گرمسیری و مالاریایی است . دارای ٣٥٧ تن سکنه ٔ فارسی زبان . آب آن از چاه و باران تأمین می شود. محصولات آنجا غلات و خرما و شغل اهالی آنجا زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).

معنی سه تلو | واژه جو