واژه جو

سه سو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سه سو. [ س ِ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) مثلث . (التفیهم ) (دانشنامه ٔ علایی ): و برگ او [ برگ نبات سقمونیا] سه سو است همچون برگ لبلاب . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

معنی سه سو | واژه جو