واژه جو

سهراب سپهری | شرق اندوه | و

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آری، ما غنچه یک خوابیم. - غنچه خواب؟ آیا می‌شکفیم؟ - یک روزی، بی‌جنبش برگ. - اینجا؟ - نی، در دره مرگ. - تاریکی، تنهایی. - نی، خلوت زیبایی. - به تماشا چه کسی می‌آید، چه کسی ما را می‌بوید؟ -… - و به بادی پرپر…؟ - و فرودی دیگر؟

معنی سهراب سپهری | شرق اندوه | و | واژه جو