سهو کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سهو کردن . [ س َهَْوْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اشتباه کردن : نقطه ٔ عشق نمودم بتو هان سهو مکن ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی . حافظ. رجوع به سهو شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سهو کردن . [ س َهَْوْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اشتباه کردن : نقطه ٔ عشق نمودم بتو هان سهو مکن ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی . حافظ. رجوع به سهو شود.