واژه جو

سهود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سهود. [ س ُ ] (ع اِمص ) بیداری . (ناظم الاطباء).

سهود. [ س َ ] (ع ص ) نوجوان تازه بدن یا درازبالای توانا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی سهود | واژه جو