سوا کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانجدا کردن از هم جدا کردن انتخاب کردن، برگزیدن، دستچین کردنمترادفها و واژههای مرتبطجدا کردناز هم جدا کردنانتخاب کردن، برگزیدن، دستچین کردنواژه قبلی: سوا شدنواژه بعدی: سواد