سوار سیستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوار سیستان . [ س َ رِ ] (اِخ ) کنایه از رستم زال است . (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ) : یا غبار لاشه ٔ دیو سفید بر سوار سیستان خواهم فشاند. خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوار سیستان . [ س َ رِ ] (اِخ ) کنایه از رستم زال است . (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ) : یا غبار لاشه ٔ دیو سفید بر سوار سیستان خواهم فشاند. خاقانی .