سوار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانراکب، سواره، شوالیه، فارس، مرکبنشین (متضاد: پیاده) نصب، مونتاژ، تعبیه مسلطمترادفها و واژههای مرتبطراکب، سواره، شوالیه، فارس، مرکبنشین ≠ پیادهنصب، مونتاژ، تعبیهمسلطواژه قبلی: سواددارواژه بعدی: سواری