سوت زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوت زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) صفیر برآوردن . هشتک زدن . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
سوتکشیدن، سوت به صدا درآوردن، در سوت دمیدن داوری مسابقات کردن صفیر کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوت زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) صفیر برآوردن . هشتک زدن . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
سوتکشیدن، سوت به صدا درآوردن، در سوت دمیدن داوری مسابقات کردن صفیر کشیدن