سوت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ دَ) (مص م.) (عا.) پرت کردن، چیزی را به جای دوری انداختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ دَ) (مص م.) (عا.) پرت کردن، چیزی را به جای دوری انداختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوت کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) افکندن دولک بجایی نادسترس . دولک را جایی نادسترس پرتاب کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). افکندن چیزی به خانه ٔ همسایگان یا جایی ناشناس که دوباره نتوان یافت یا بصعوبت توان یافت . (یادداشت بخط مؤلف ).