سوخته
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آتشگرفته، خاکسترشده گداخته محترق بربادرفته باخته، ناکام محنتکشیده، زجرکشیده شیفته، شیدا، عاشق سوختهجان، سوختهدل عطشزده، خشک، بیآب (زمین و) شیره، شیره تریاک، جرمتریاک آفتابزده، تیره
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
آتشگرفته، خاکسترشده گداخته محترق بربادرفته باخته، ناکام محنتکشیده، زجرکشیده شیفته، شیدا، عاشق سوختهجان، سوختهدل عطشزده، خشک، بیآب (زمین و) شیره، شیره تریاک، جرمتریاک آفتابزده، تیره