سود بردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
استفاده کردن، بهره بردن، صرفه کردن، منفعت داشتن، منتفع شدن، نفع بردن، نفع داشتن (متضاد: ضرر کردن، زیان بردن) مرابحت
فرهنگ طیفی واژهدان
پولدار شدن، بردن، بانکرا زدن، هم ازآخور و هم ازتوبره خوردن بهره بردن، سود کردن، خوردن، استفاده کردن عاید کردن