سود و زیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سود و زیان . [دُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) نفع و ضرر : تکاپوی مردم بسود و زیان بتا و مدو هر سویی تازیان . ابوشکور. بدو شاد شد کشور خوزیان پر از مردم و آب و سود وزیان . فردوسی . چنین داد پاسخ کز ایرانیان مدارید باز ایچ سود و زیان . فردوسی . ومنصور [ دوانیقی ] بسود و زیان سخت بودی و ابودوانیق از آن خواندندش . (مجمل التواریخ ). سخت می خندید همچون تازیان غالب آمد خنده بر سود و زیان . مولوی .