سودق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سودق . [ س َ دَ ] (ع اِ) چرغ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صقر است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). باشه . چرغ . (دهار). ◄ دست بند و دست برنجن . (ناظم الاطباء). رجوع به سوذانق، سوذق و سوذنیق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سودق . [ س َ دَ ] (ع اِ) چرغ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صقر است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). باشه . چرغ . (دهار). ◄ دست بند و دست برنجن . (ناظم الاطباء). رجوع به سوذانق، سوذق و سوذنیق شود.