سوزمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زْ) (اِمر.) زن کولی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زْ) (اِمر.) زن کولی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوزمانی . (ص )زن تبه کار. لولی . لوری . کولی . غربال بند. قرشمال . چیگانه . غربتی . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ دشنامی است سخت بی ادبانه زن را. (یادداشت بخط مؤلف ).