سوزمانی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زْ) (اِمر.) زن کولی.مترادفها و واژههای مرتبطبدکاره، فاحشه، روسپی، جنده، سوزهمانی ≠ عفیف، نجیبواژه قبلی: سوزشواژه بعدی: سوزن