سوزن زنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوزن زنی . [ زَ زَ ] (حامص مرکب ) کنایه از خیاطی کردن است . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ در تداول امروز، دارو را بوسیله ٔسرنگ به بیمار تزریق کردن . رجوع به سوزن زدن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی