سونچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سونچ . [ ن َ ] (اِخ ) امیرالامرای خراسان و اتابک ابوسعید بهادرخان، در زمان سلطنت اولجایتو. رجوع به تاریخ مغول ص ٣٠٩، ٣٠٨، ٣١٣، ٣٢١، ٣٢٥، ٣٢٧ و تاریخ گزیده ص ٥٩٦، ٥٩٨ و ٦٠١ شود.
سونچ . [ س ُ وِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان اوچ تپه ٔ بخش ترکمان شهرستان میانه . دارای ٥٢٦ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات، نخود، عدس . شغل اهالی زراعت و گله داری است . سکنه ٔ سونج بالا ٢٥٠ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).