سوین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوین . [ س َ ] (اِ) دیگ، طبق، کاسه، کوزه و امثال آن مطلقاً و به عربی ظرف و انا راگویند. (برهان ) (جهانگیری ). مطلق ظرف . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ). ◄ آبدان سگ یعنی ظرفی که سگ در آن آب خورد. (فرهنگ رشیدی ) (برهان ) (آنندراج ).
سوین . [ س ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان گندوان بخش ترک شهرستان میانه . دارای ٣٨٣تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات، عدس، نخود سیاه و بزرک است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).