سپتاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپتاک . [ س ِ ] (اِ) سفیدآبی که زنان بر روی مالند و نقاشان و مصوران بدان کار کنند. (آنندراج ) (برهان ). سپیدآب . (رشیدی ). سپیده . سفیداج . (شرفنامه ). سپیتاک : ز عکس خون عدو و بیاض دولت تو برد رخ شفق و صبح سرخی و سپتاک . منصور شیرازی (از رشیدی ). رجوع به سپیتاک شود.