سپرجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپرجی . [ س ِ پ َ ] (حامص ) خرمی . (لغت فرس اسدی ) : با ماه سمرقند کن آئین سپرجی رامشگر خوب آور با نغمه ٔ چون قند. عماره ٔ مروزی (از لغت فرس اسدی ). رجوع به سپرخی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپرجی . [ س ِ پ َ ] (حامص ) خرمی . (لغت فرس اسدی ) : با ماه سمرقند کن آئین سپرجی رامشگر خوب آور با نغمه ٔ چون قند. عماره ٔ مروزی (از لغت فرس اسدی ). رجوع به سپرخی شود.